ایل بزرگ بیرانوند
در کتاب (منتخب التواریخ) در قرن هشتم از وجود ایل بیرانوند در ایران خبر میدهد و مینویسد:
چون قوم لک در آن موضع (مانرود) بسیار شدند و بعد از آن هر قبیله به جهت علفخواری (چرای احشام) رو به موضعی نهادند، بعضی به لقب و بعضی به اسم موضعی که قرار گرفتند نام قبیله بدان مشهور شد، مثل روزبهانی، فضلی، داود عباسی، ایازکی، عبدالمالکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلوزی، جنگروی، هسته، کوشکی، کارند، سنوبدی، الانی، زخوارکی، براوند (بیرانوند)، زنگنه، مانکرهای، رازی، سلگی و جودکی که به اسم مواضع خود مشهورند.که براساس این نویسه اقوام لر را میتوان کاملا جزوی از قوم لک دانست که البته این نویسه فقط یکی از کتوب تاریخی درباره ی این موضوع و این قوم است.
حمدالله مستوفی نیز در کتاب تاریخ گزیده که در سال ۷۳۰ هجری قمری نگاشته شده (حدود ۴ قرن قبل از تاریخ مهاجرتی که هنری راولینسون از آن خبر میدهد) طایفهای به نام ویراوند (بیرانوند )را یکی از طوایف لک ساکن ایران معرفی میکند. بنابر نظر ایرج کاظمی دلفانی (نویسنده لک زبان) در کتاب "مشاهیر لر" براوند و ویراوند همان طایفه بیرانوند هستند که البته این تلفظ اشتباه نام طایفه ی بیرانوند و یا طوایف دیگر لک زبان که در بعضی نویسه ها به اسم لر (زاده لک هم به اشتباه خوانده میشوند) به دلیل سنگینی زبان و کمبود اطلاعات درباره ی تلفظ و گفتار لکیست.
زنده باد لک و زاده ی لک